را در کنار گورش بگذارد، هرچند ممکن است دیگران گور خود را از آن روشن کنند و بدین ترتیب نور آن را از عصری به عصر دیگر منتقل کنند. در وهله اول، باید خاطرنشان کنم که، مانند وعدهای که در کتاب « دیدگاه جادو و طلسمات کلی دکتر بریج درباره پوزیتیویسم» بر آن تأکید شده است ، مبنی بر اینکه زن و شوهرهای دلبسته میتوانند با تشریفات در کنار هم دفن شوند، هیچ چیز جدیدی در این پیشبینیها وجود ندارد. ما همیشه میدانستیم که ممکن است در همان مقبره با دوست بعدی خود دفن شویم، همانطور که همیشه طلسم نویس شهر باغ ملک میدانستیم که اعمال ما پس از رفتنمان همچنان ثمربخش خواهد بود.
ما به اولین امید دل بسته بودیم (تا جایی که چنین موضوع رقتانگیزی مانند جایگاه آینده غبار کر و کور و در حال پوسیدن ما شایسته است که یک امید در نظر گرفته شود)، و از مسئولیت آگاه بودیم - به علاوه این باور که خودمان باید از گفتگوی آزاد با روح دوستمان لذت ببریم و بتوانیم با هم بر روی لباسهای پوسیده و فقیرانهمان که در مقبره کنار هم قرار گرفتهاند لبخند بزنیم - و به علاوه دعا این باور که ممکن است خودمان از فعالیتهای پس از مرگ خود آگاه باشیم. هیچ چیز در این واقعیت وجود ندارد که هم امید و هم احساس مسئولیت طلسم نویس شهر شیبان اکنون باید به خاطر ارزش خود پابرجا بمانند، تا (تا آنجا که من میبینم) به آنها اهرم فشار جدیدی به عنوان انگیزههای رفتار
بدهد. طلسم افرادی که یکدیگر را بهتر دوست نداشتند[صفحه ۳۱]در حالی که انتظار داشتند آزاد باشند تا ابدیت را در اجتماع آگاهانه سپری کنند و همچنین در یک قبر دفن شوند، مطمئناً وقتی چشمانداز آیندهشان محدود به مقبره خانوادگی باشد، یکدیگر را بهتر دوست نخواهند داشت. و افرادی که رفتار خود را با توجه به تأثیر پس از مرگشان تنظیم نکردهاند ، در طلسم حالی که انتظار داشتند در جایی زندگی کنند که بدانند، یا در هر صورت، مجبور به فکر کردن در مورد آن باشند، احتمال بسیار کمی وجود دارد که آن را تنظیم کنند، چه بهتر طلسم نویس شهر شادگان وقتی که متقاعد شدهاند که اگر طوفان را پشت سر بگذارند، نه ذرهای خواهند دانست و نه اهمیتی خواهند داد.
در مورد انسان نیک، او، چه تحت آیین قدیم و چه تحت آیین جدید، به طور یکسان (و نه بیشتر و نه کمتر، تا آنجا که من میتوانم درک کنم)، در طول شصت و ده سال زندگی خود، حس مسئولیت جدی برای انجام همه خوبیها و پرهیز از هر بدی که در توان دارد را در خود خواهد داشت - نه در ابتدا، یا عمدتاً، به خاطر عواقب نزدیک یا دور برای خود یا افراد دیگر در این دنیا یا آن دنیا، بلکه به این دلیل که خوبی، بهترین دعانویس شهر حقیقت، شجاعت، عدالت و سخاوت به خودی خود خوب و در نظر او و در نظر خدا دوستداشتنی هستند، و دروغ، طلسم نویس شهر هندیجان ناپاکی، ظلم و خیانت بد و نفرتانگیز و برای او و خالقش منفورند.
پس از آن، و به عنوان بهترین دعانویس شهر تقویت انتخاب اسکیپیو، او تأمل خواهد کرد که هر عمل نیک، پیامدهای خوبی را در گسترش دایرههای مهربانی، افتخار و صداقت به همراه دارد، و[صفحه ۳۲]هر بدی برعکس؛ و او هنگام مرگ امیدوار است که منعکس کند که مجموع تأثیراتی که پس جادو و طلسمات از خود به جا میگذارد، کاملاً در جهت حقیقت، بهترین دعانویس شهر عدالت و عشق خواهد بود. برای آقای هریسون دعا بسیار وحشتناک است که بگوید: «تفاوت بین ایمان (پوزیتیویستی) ما و ایمان ارتدوکس این است. ما به پایداری فعالیتهایی که به دیگران شادی میدهد، چشم دوختهایم. آنها به پایداری آگاهی که میتواند از شادی لذت