پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۱۴:۲۲ ۶ بازديد
با آن از او یاد میکند. [131]نامهی آقای دبلیو.ای. اچ. لکی، به WJF، باشگاه آتنئوم، لندن، ۵ دعا ژوئیه ۱۸۸۸. ریچاردسون، نویسندهی محبوب «پاملا»، در آن زمان نامی آشنا بود، نامی که به راحتی به ذهن مردی اهل مطالعه که اسرار یک پاملای واقعی را فاش میکرد، خطور میکرد. طرح داستانهای ساموئل ریچاردسون با نامهها، شاخهای از انشا که ساموئل ترنر در آن کاملاً ماهر بود، پیش میرود . به نظر میرسد طنز عجیبی در این جاسوس وجود دارد که با نام مستعار ریچاردسون، «تاریخ پاملا»ی جدید و مبارزات او را توصیف میکند. دکتر مدن میگوید طلسم نویس شهر درگز که پس از مرگ همسرش، پاملا در شرایط بسیار سختی به هامبورگ بازگشت، تنها جایی که میتوانست با احتیاط به آنجا برود.
مدن خوابش را هم نمیدید که پناهگاه فراری، لانهی مار باشد. [132]کشیش ویلیام جکسون، یک روحانی انگلیکان، در حالی که کوکاین، وکیلی از لندن، بهترین دعانویس شهر به عنوان دوست و مشاور حقوقیاش، او را همراهی میکرد، برای انجام یک مأموریت خیانتآمیز طلسم نویس به دوبلین آمد. کوکاین، وکیلی از لندن، از سوی پیت مأمور شده بود تا رهبران ملی را به دام بیندازد. کوکاین جکسون را تا مرحله محکومیت تحت پیگرد قانونی قرار داد. در ایرلند، برخلاف انگلستان، یک شاهد برای محکومیت به جرم خیانت بزرگ کافی بود. [133]ویکهام در نامهای به تاریخ ۸ ژوئن ۱۷۹۸، از منبعی صحبت میکند که «ر» «تمام اطلاعاتی را که به ما منتقل کرده است» از آن به دست آورده است طلسم نویس شهر فریمان - منظور همان اطلاعاتی است که به لیدی ادوارد فیتزجرالد، والنس، خانم ماتیسن، راینهارد و
دیگر دوستان سادهلوحش در هامبورگ مربوط میشد، کسانی که هر آنچه را که میدانستند به ترنر گفتند. دکتر مدن و دیگران این «ر» را با راینهاردِ فسادناپذیر، آنطور که ام. میگنت او را توصیف میکند، اشتباه گرفتند. به برگ دعا ۱۰۲، زیر مراجعه کنید . [134]فرانسه و بهترین دعانویس شهر ایرلند (پاریس، 1888). [135]به صفحه ۱ ، قبل از آن مراجعه کنید . [136]برای برخی از طلسم نویس شهر نظرآباد افشاگریهای مربوط به خیانت برادرکشی توسط برادر اوکانر، به پیوست مراجعه کنید . [137]فقط یک نامه، از ریچاردسون (ترنر) به لرد داونشایر، در نسخههای بهترین دعانویس شهر خطی پلهام پیدا کردهام؛ تاریخ آن «هامبورگ، ۱ دسامبر ۱۷۹۷» است: «سرورم، نمیتوانم هیچ راهی برای ملاقات با آقای طلسم نویس فریزر بدون ریسک قابل توجه دعا کشف یک راز پیدا کنم.
به همین دلیل، اکنون از شما خواهش میکنم که لطف کنید و چند خطی به من طلسم نویس شهر شاهین شهر بدهید. من در ۱۷ نوامبر از جادو و طلسمات طریق پست برای شما نوشتم. از آن زمان، دو نامه توسط کاپیتان گونتر، از کشتی ناتیلوس، برای شما ارسال کردهام: نامه اول شامل هفت و نیم صفحه نامه است؛ نامه دوم، یک نامه واحد با اطلاعاتی است که میتوانم جمعآوری کنم و امیدوارم مفید باشد. گونتر قول داد که خودش آنها را در طلسم دفتر یارموث قرار دهد.» «برای جناب عالی لازم است که از ترس حوادث، هرگونه نشان اشرافی را کنار بگذارید و سبک لباسهای ایرلندی بدون کلاه را برگزینید .
اگر من شایستهی توجه بیشتر جناب عالی باشم، از هیچ تلاشی برای کسب طلسم نویس شهر مشگین شهر افتخار قرار گرفتن در میان صادقترین افراد جناب عالی دریغ نخواهم کرد.» جی . ریچاردسون «اول دسامبر ۱۷۹۷، هامبورگ (تحت پوشش رئیس اداره پست، یارموث).» — نسخههای خطی پلهام. در فاصلهای بسیار دور از نامه ریچاردسون، نامه کوک، که دعا در آن ضمیمه شده بود، یافت میشود. او مینویسد: «نامههای «ناتیلوس» دریافت نشدهاند و ما نمیدانیم چگونه به او ارسال کنیم.» نسخههای خطی پلهام، هرمهایی به صورت دسته جمعی هستند، اما هیچ نامه دیگری از ریچاردسون، با نام مستعار ترنر، در آنها مدفون نشده است. [138]نیلسون، راسل، تیلینگ و ترنر به شاخه اولستر این سازمان تعلق داشتند.
راسل که سروان هنگ ۶۴ و افسر ارشد گروهان تایرون بود، تا سال ۱۸۰۲ زندانی ماند و پس از ارتباط با نقشه امت، در ۳۰ اکتبر ۱۸۰۳ گردن زده شد. ساموئل نیلسون، پسر یک طلسم جادو و طلسمات کشیش پروتستان، پس از فراز و نشیبهای فراوان، در ۲۹ آگوست همان سال درگذشت. [139]روایت شخصی ، نوشته چارلز همیلتون تیلینگ. دختر او همسر اول لرد اوهاگان شد. [صفحه ۵۲] فصل هفتم: یادبود دکتر مکنوین رهگیری شد اگرچه این جاسوس تا اکتبر ۱۷۹۷ نام و اسرار خود را به لرد داونشایر نگفت، اما دلیلی وجود دارد که باور کنیم او قبلاً اطلاعاتی ارائه کرده بود.
برای افزایش اهمیت خود، احتمالاً چیزی در این مورد نگفت. همانطور که آقای فرود اشاره میکند، او رفتار خود را به رنگی که فکر میکرد بهتر است، رنگآمیزی میکرد.
مدن خوابش را هم نمیدید که پناهگاه فراری، لانهی مار باشد. [132]کشیش ویلیام جکسون، یک روحانی انگلیکان، در حالی که کوکاین، وکیلی از لندن، بهترین دعانویس شهر به عنوان دوست و مشاور حقوقیاش، او را همراهی میکرد، برای انجام یک مأموریت خیانتآمیز طلسم نویس به دوبلین آمد. کوکاین، وکیلی از لندن، از سوی پیت مأمور شده بود تا رهبران ملی را به دام بیندازد. کوکاین جکسون را تا مرحله محکومیت تحت پیگرد قانونی قرار داد. در ایرلند، برخلاف انگلستان، یک شاهد برای محکومیت به جرم خیانت بزرگ کافی بود. [133]ویکهام در نامهای به تاریخ ۸ ژوئن ۱۷۹۸، از منبعی صحبت میکند که «ر» «تمام اطلاعاتی را که به ما منتقل کرده است» از آن به دست آورده است طلسم نویس شهر فریمان - منظور همان اطلاعاتی است که به لیدی ادوارد فیتزجرالد، والنس، خانم ماتیسن، راینهارد و
دیگر دوستان سادهلوحش در هامبورگ مربوط میشد، کسانی که هر آنچه را که میدانستند به ترنر گفتند. دکتر مدن و دیگران این «ر» را با راینهاردِ فسادناپذیر، آنطور که ام. میگنت او را توصیف میکند، اشتباه گرفتند. به برگ دعا ۱۰۲، زیر مراجعه کنید . [134]فرانسه و بهترین دعانویس شهر ایرلند (پاریس، 1888). [135]به صفحه ۱ ، قبل از آن مراجعه کنید . [136]برای برخی از طلسم نویس شهر نظرآباد افشاگریهای مربوط به خیانت برادرکشی توسط برادر اوکانر، به پیوست مراجعه کنید . [137]فقط یک نامه، از ریچاردسون (ترنر) به لرد داونشایر، در نسخههای بهترین دعانویس شهر خطی پلهام پیدا کردهام؛ تاریخ آن «هامبورگ، ۱ دسامبر ۱۷۹۷» است: «سرورم، نمیتوانم هیچ راهی برای ملاقات با آقای طلسم نویس فریزر بدون ریسک قابل توجه دعا کشف یک راز پیدا کنم.
به همین دلیل، اکنون از شما خواهش میکنم که لطف کنید و چند خطی به من طلسم نویس شهر شاهین شهر بدهید. من در ۱۷ نوامبر از جادو و طلسمات طریق پست برای شما نوشتم. از آن زمان، دو نامه توسط کاپیتان گونتر، از کشتی ناتیلوس، برای شما ارسال کردهام: نامه اول شامل هفت و نیم صفحه نامه است؛ نامه دوم، یک نامه واحد با اطلاعاتی است که میتوانم جمعآوری کنم و امیدوارم مفید باشد. گونتر قول داد که خودش آنها را در طلسم دفتر یارموث قرار دهد.» «برای جناب عالی لازم است که از ترس حوادث، هرگونه نشان اشرافی را کنار بگذارید و سبک لباسهای ایرلندی بدون کلاه را برگزینید .
اگر من شایستهی توجه بیشتر جناب عالی باشم، از هیچ تلاشی برای کسب طلسم نویس شهر مشگین شهر افتخار قرار گرفتن در میان صادقترین افراد جناب عالی دریغ نخواهم کرد.» جی . ریچاردسون «اول دسامبر ۱۷۹۷، هامبورگ (تحت پوشش رئیس اداره پست، یارموث).» — نسخههای خطی پلهام. در فاصلهای بسیار دور از نامه ریچاردسون، نامه کوک، که دعا در آن ضمیمه شده بود، یافت میشود. او مینویسد: «نامههای «ناتیلوس» دریافت نشدهاند و ما نمیدانیم چگونه به او ارسال کنیم.» نسخههای خطی پلهام، هرمهایی به صورت دسته جمعی هستند، اما هیچ نامه دیگری از ریچاردسون، با نام مستعار ترنر، در آنها مدفون نشده است. [138]نیلسون، راسل، تیلینگ و ترنر به شاخه اولستر این سازمان تعلق داشتند.
راسل که سروان هنگ ۶۴ و افسر ارشد گروهان تایرون بود، تا سال ۱۸۰۲ زندانی ماند و پس از ارتباط با نقشه امت، در ۳۰ اکتبر ۱۸۰۳ گردن زده شد. ساموئل نیلسون، پسر یک طلسم جادو و طلسمات کشیش پروتستان، پس از فراز و نشیبهای فراوان، در ۲۹ آگوست همان سال درگذشت. [139]روایت شخصی ، نوشته چارلز همیلتون تیلینگ. دختر او همسر اول لرد اوهاگان شد. [صفحه ۵۲] فصل هفتم: یادبود دکتر مکنوین رهگیری شد اگرچه این جاسوس تا اکتبر ۱۷۹۷ نام و اسرار خود را به لرد داونشایر نگفت، اما دلیلی وجود دارد که باور کنیم او قبلاً اطلاعاتی ارائه کرده بود.
برای افزایش اهمیت خود، احتمالاً چیزی در این مورد نگفت. همانطور که آقای فرود اشاره میکند، او رفتار خود را به رنگی که فکر میکرد بهتر است، رنگآمیزی میکرد.