چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ | ۰۹:۲۵ ۷ بازديد
سال است که عادت دارند در یکی از میخانههای این منطقه با هم غذا بخورند. این نهاد، که در دعا غیر این صورت قابل توجه نیست، متولیان یک «چیز عجیب و غریب» بهترین دعانویس شهر منحصر به فرد هستند که از آغاز کوچک، مانند «چوپان معاون»، سال به سال «به طور هوشمندانهای» افزایش یافته است. این «جعبه تنباکوی وستمینستر» است، که همچنین یک تقویم تاریخی خارقالعاده و عجیب و غریب لندن در طول دوره طولانی وجود خود است. ظاهراً در سال ۱۷۱۳، یکی از ناظران «گذشته»، آقای هنری بهترین دعانویس شهر مانک، عادت داشت جعبه تنباکوی شخصی خود را که به قیمت ۴ پنی از یک نمایشگاه هورن خریده بود، به مهمانیهای میخانه بیاورد و با خوشرویی آن را در خدمت طلسم نویس شهر فاروج دوستانش جادو و طلسمات قرار میداد.
این توجه اندک چنان با صمیمیت دریافت شد که او یک جعبه تنباکو جادو و طلسمات به طلسم نویس حضار هدیه داد.{10}برای استفادهی خودشان، زمانی که او باید فوت میکرد. به عنوان یک توجه متقابل، انجمن یک لبهی نقرهای روی جعبه قرار داد که نام و شایستگیهای اهداکننده روی آن ثبت میشد. این به جعبه ارزش میبخشید و فعلاً به عهدهی ناظر سپرده میشد. ناظر بعدی - که در سخاوت از او کم نمیآورد - جعبه را با یک صفحهی نقرهای تزئین میکرد که نام و طلسم دستاوردهایش بهترین دعانویس شهر روی آن نوشته شده بود. ناظر بعدی نیز از این روش پیروی کرد؛ و بدین طلسم نویس دعا ترتیب این قانون یا رسم رواج یافت که هر ناظر باید یک صفحه یا تزیین نقرهای مناسب به آن اضافه طلسم نویس شهر آشخانه کند.
پس از چند سال، جعبه با صفحات نقرهای پوشانده شد. فضای کافی وجود نداشت و اکنون جعبه در یک جعبهی طلسم دربرگیرنده قرار میگرفت که همین روند روی آن تکرار میشد. شکلها و تصاویر روی صفحات حک میشدند؛ رویداد قابل بهترین دعانویس شهر توجه جادو و طلسمات سال، چه نبرد، چه ازدواج سلطنتی، چه رژه یا جشن، به طور مناسب مزین میشد؛ و همچنان جعبه یا جعبهها بزرگتر میشدند. در نتیجه، جعبه بسیار بزرگ شده است و اکنون ظاهری شبیه به یک صندوقچه شش ضلعی طلسم عظیم با روکش نقره دارد که طلسم نویس شهر اسفراین به شش جعبه تقسیم میشود، یکی در دیگری محصور شده و همه با صفحات نقرهای انباشته شده طی ۱۵۰ سال میدرخشند.
صندوقچه یا تابوت بیرونی از یک تیر بلوط قدیمی متعلق به صومعه ساخته شده است. نمای کلی جعبه با تصاویر، پرترهها، طومارها، لباسهای عجیب و غریب، تاریخها و کتیبههایش، نسبتاً گیجکننده است. در شام سالانه، مراسمی برای تحویل جعبه به ناظر جدید برگزار میشود که به بهترین دعانویس شهر طور رسمی توسط متولی ارشد کلیسا مأمور شده است تا از این وسیله مراقبت کند. او باید آن را داشته باشد و نگه دارد، به شرطی که در تمام مهمانیهای محلی که به آنها دعوت میشود یا حق شرکت در آنها را دارد، از آن استفاده طلسم نویس شهر بردسکن شود، در صورتی که باید با تنباکویی که حداقل سه پیپ را پر کند، تجهیز شود، در غیر این صورت، در صورت عدم موفقیت، شش بطری شراب قرمز ضبط میشود.
علاوه بر این، باید امنیتی به مبلغ ۲۰۰ گینه تأمین شود. این صندوقچه از موقعیتهای بحرانی عبور کرده است: یک بار، در سال ۱۷۸۵، زمانی که چند دزد تمام نقرههای قابل حمل دعا را از روی میز شام ربودند؛ اما خوشبختانه، ناظر، صندوق (یا صندوقهای) گرانبها را در امان نگه داشت. در سال ۱۷۹۳، ناظری بیلیاقت به نام رید، که ادعایی نسبت به کلیسا داشت، صندوقچه را تا زمان رضایتش نگه داشت - حتی تهدید کرد که اگر راضی نشود ، صندوقچه را نابود خواهد کرد . در نتیجه، یک دعوی حقوقی برای بازپسگیری این پالادیوم وستمینستر طلسم نویس شهر خواف آغاز شد؛ و پرونده نزد لرد صدراعظم لافبورو مطرح جادو و طلسمات شد، که حکم داد صندوقچه بازگردانده شود و هزینههای آن توسط «ناظر سابق» فاسد، رید که قبلاً ذکر شد، پرداخت شود.
شادی عمومی وجود داشت؛ وکیلی که این دعوی را انجام میداد، از طلسم انجمن آزاد شد تا «او اغلب» (آنطور که در کتابها آمده است) «فرصتی برای تأمل در مورد صندوقچه و بازپسگیری آن داشته باشد». در سال ۱۸۲۵، دعا مقررات عجیبی در رابطه با این صندوق وضع شد. قرار بود شامی که با آن سرو میشد، ساعت پنج، همزمان با به صدا درآمدن ساعت سنت مارگارت، سرو شود؛ در صورت عدم رعایت، صاحبخانه جریمه میشد.{11}دو بطری شراب. قرار بود ساعت هشت و نیم صورتحسابش را بدهد، البته با جریمه یک بطری دیگر. وقتی جعبههای تنباکوی وستمینستر باز میشوند، واقعاً نمایش درخشانی برپا میشود.
این توجه اندک چنان با صمیمیت دریافت شد که او یک جعبه تنباکو جادو و طلسمات به طلسم نویس حضار هدیه داد.{10}برای استفادهی خودشان، زمانی که او باید فوت میکرد. به عنوان یک توجه متقابل، انجمن یک لبهی نقرهای روی جعبه قرار داد که نام و شایستگیهای اهداکننده روی آن ثبت میشد. این به جعبه ارزش میبخشید و فعلاً به عهدهی ناظر سپرده میشد. ناظر بعدی - که در سخاوت از او کم نمیآورد - جعبه را با یک صفحهی نقرهای تزئین میکرد که نام و طلسم دستاوردهایش بهترین دعانویس شهر روی آن نوشته شده بود. ناظر بعدی نیز از این روش پیروی کرد؛ و بدین طلسم نویس دعا ترتیب این قانون یا رسم رواج یافت که هر ناظر باید یک صفحه یا تزیین نقرهای مناسب به آن اضافه طلسم نویس شهر آشخانه کند.
پس از چند سال، جعبه با صفحات نقرهای پوشانده شد. فضای کافی وجود نداشت و اکنون جعبه در یک جعبهی طلسم دربرگیرنده قرار میگرفت که همین روند روی آن تکرار میشد. شکلها و تصاویر روی صفحات حک میشدند؛ رویداد قابل بهترین دعانویس شهر توجه جادو و طلسمات سال، چه نبرد، چه ازدواج سلطنتی، چه رژه یا جشن، به طور مناسب مزین میشد؛ و همچنان جعبه یا جعبهها بزرگتر میشدند. در نتیجه، جعبه بسیار بزرگ شده است و اکنون ظاهری شبیه به یک صندوقچه شش ضلعی طلسم عظیم با روکش نقره دارد که طلسم نویس شهر اسفراین به شش جعبه تقسیم میشود، یکی در دیگری محصور شده و همه با صفحات نقرهای انباشته شده طی ۱۵۰ سال میدرخشند.
صندوقچه یا تابوت بیرونی از یک تیر بلوط قدیمی متعلق به صومعه ساخته شده است. نمای کلی جعبه با تصاویر، پرترهها، طومارها، لباسهای عجیب و غریب، تاریخها و کتیبههایش، نسبتاً گیجکننده است. در شام سالانه، مراسمی برای تحویل جعبه به ناظر جدید برگزار میشود که به بهترین دعانویس شهر طور رسمی توسط متولی ارشد کلیسا مأمور شده است تا از این وسیله مراقبت کند. او باید آن را داشته باشد و نگه دارد، به شرطی که در تمام مهمانیهای محلی که به آنها دعوت میشود یا حق شرکت در آنها را دارد، از آن استفاده طلسم نویس شهر بردسکن شود، در صورتی که باید با تنباکویی که حداقل سه پیپ را پر کند، تجهیز شود، در غیر این صورت، در صورت عدم موفقیت، شش بطری شراب قرمز ضبط میشود.
علاوه بر این، باید امنیتی به مبلغ ۲۰۰ گینه تأمین شود. این صندوقچه از موقعیتهای بحرانی عبور کرده است: یک بار، در سال ۱۷۸۵، زمانی که چند دزد تمام نقرههای قابل حمل دعا را از روی میز شام ربودند؛ اما خوشبختانه، ناظر، صندوق (یا صندوقهای) گرانبها را در امان نگه داشت. در سال ۱۷۹۳، ناظری بیلیاقت به نام رید، که ادعایی نسبت به کلیسا داشت، صندوقچه را تا زمان رضایتش نگه داشت - حتی تهدید کرد که اگر راضی نشود ، صندوقچه را نابود خواهد کرد . در نتیجه، یک دعوی حقوقی برای بازپسگیری این پالادیوم وستمینستر طلسم نویس شهر خواف آغاز شد؛ و پرونده نزد لرد صدراعظم لافبورو مطرح جادو و طلسمات شد، که حکم داد صندوقچه بازگردانده شود و هزینههای آن توسط «ناظر سابق» فاسد، رید که قبلاً ذکر شد، پرداخت شود.
شادی عمومی وجود داشت؛ وکیلی که این دعوی را انجام میداد، از طلسم انجمن آزاد شد تا «او اغلب» (آنطور که در کتابها آمده است) «فرصتی برای تأمل در مورد صندوقچه و بازپسگیری آن داشته باشد». در سال ۱۸۲۵، دعا مقررات عجیبی در رابطه با این صندوق وضع شد. قرار بود شامی که با آن سرو میشد، ساعت پنج، همزمان با به صدا درآمدن ساعت سنت مارگارت، سرو شود؛ در صورت عدم رعایت، صاحبخانه جریمه میشد.{11}دو بطری شراب. قرار بود ساعت هشت و نیم صورتحسابش را بدهد، البته با جریمه یک بطری دیگر. وقتی جعبههای تنباکوی وستمینستر باز میشوند، واقعاً نمایش درخشانی برپا میشود.