پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ | ۲۰:۴۳ ۴ بازديد
نیوکامن در فقر درگذشت. سالها او تنها در بانک زندگی میکرد، با خوشحالی، زمزمههای عجیبی از شمشهای گنج به گوش میرسید، بدون هیچ چراغی که او را راهنمایی کند، جز الماسهای درخشانی که برای نگهداری ایمن در دستانش گذاشته شده بودند. مور او را با «گنومِ تیره و تار ساکن در معدن طلسم نویس طلای تاریک» مقایسه میکرد. او که در میانهی کینه و نفرتی تلخ پیچیده شده بود، گاهی اوقات در گرگ و طلسم میش هوا از خانهی آهنیاش بیرون میآمد. کناره خیابان لا توش در طرف مقابل خیابان کسل قرار طلسم نویس شهر پارس آباد داشت و شوخطبعان دوبلینی خیابان را به رودخانهای تشبیه میکردند زیرا بین دو کناره جریان داشت.
شوخیها خیلی زود جای خود را به بهترین دعانویس شهر هقهق دادند. روزی کناره خیابان نیوکامن شکست،[372] و مردان مرفه در بهترین دعانویس شهر این فروپاشی جان باختند. لرد نیوکامن پیش از این جادو و طلسمات به طلسم نویس شهر اشنویه کیلستر رفته بود، جایی که به دست خودش درگذشت. هیچ مدعی برای تاج او پیدا نشد و نسل جادو و طلسمات او منقرض شد. این بیست و هفتمین دوره جادو و طلسمات اشرافیت ایرلندی بود که از زمان اتحاد شکست خورده بود. گلادو زمانی که به انحلال پارلمان ایرلند رأی داد، نماینده مجلس لانگفورد بود. ریچارد لاول اجورث، یک خیانتکار [صفحه ۱۵۵]رأیدهنده، این رأی جادو و طلسمات را خیانت به کشور دانست و با خشم فریاد زد: با نامی که قرض گرفته شده است - عنوانی که خریداری شده است، سر ویلیام فکر کرد که کاش یک جنتلمن بود؛ هوش او جز حیلهگری نیست، شجاعتش
جز بخار و دودلی نیست، غرورش چیزی جز پول نیست - طلسم پولش چیزی جز کاغذ نیست! چیزی که در سال ۱۸۰۰ یک طعنه بیمعنی بود، در سال ۱۸۲۵ به یک واقعیت انکارناپذیر تبدیل شد - یادداشتهای نیوکامن کاغذ باطله بودند. شرکت بانکداری هیبرنیان کمی پس از آن، فعالیت خود را در داخل دیوارها آغاز کرد. پاورقیها: [284]من برخی از شواهد ضمنی که مرا به گناهکار بودن طلسم نویس شهر تکاب مگان متقاعد کرده بود، بدون تغییر باقی میگذارم و نامههای جرمی که متعاقباً یافت شد (ژانویه ۱۸۹۱) را در داخل پرانتز اضافه میکنم. [285]بنابراین، در «کراپیها دراز میکشند»، که با آهنگ آن، همانطور که دعا مور میگوید، «خون بیشتری نسبت به تصنیفهای غنایی ریخته شده است» - فیتزجرالد بیرحم برای حکومت کردن پا پیش گذاشت، اصول او در مکتب اورلئان شکل گرفت.
[286]خاطرات مایلز بایرن ، جادو و طلسمات iii. 247. (پاریس: بوسانژ، 1863.) [287]کشیش طلسم نویس جیمز ویلز مینویسد: «دکتر مدن به سلسلهای از شرایط اشاره میکند که به نظر میرسد اتهام علیه هیوز را محکمتر میکند.» - زندگی ایرلندیهای برجسته ، جلد ششم، صفحه ۵۱. سالها بعد، مدن در ویرایش جدید خود، سوءظنهایی را نسبت به جوئل هولبرت دعا مطرح میکند (صفحه اول، صفحه ۸۵؛ صفحه دوم، صفحه ۴۴۳). با این حال، در نهایت، دکتر مدن نوشت: «و اکنون، در پایان تحقیقاتم در مورد خیانت لرد ادوارد فیتزجرالد، باید طلسم نویس کمال شهر اعتراف کنم که آنها موفق نبودهاند. خائن هنوز هویت ناشناس خود را حفظ کرده است؛ خیانت او، دعا تا به امروز (ژانویه ۱۸۵۸)، همچنان با نامش گره خورده است و وقتی کشف شود، برای همیشه نفرتانگیز خواهد بود...
نه و پنجاه سال است که راز این شرور حیلهگر و دزدکی توسط کارفرمایانش پنهان شده است، بدون اینکه هیچ اهمیتی به شخصیت یا خاطرهاش داده طلسم شود. - رجوع کنید به « زندگی ایرلندیهای متحد» ، نوشته آر. آر. مدن، جلد دوم، ۴۴۶. [288]فرود، جلد سوم، ص ۳۴۲. [289]مکاتبات کورنوالیس ، جلد سوم، ص ۳۲۰. [290]نایبالسلطنه، که بهترین دعانویس شهر کالسکهاش به نامهای مگان و هیگینز جمعیتی را اجیر کرده بود تا پیروزمندانه در بهترین دعانویس شهر خیابانها حرکت کنند، لرد تمپل، که بعدها مارکی باکینگهام شد، دو بار فرماندار طلسم نویس شهر فردیس کل ایرلند بود و آقای گراتان دربارهاش مینویسد: «او با بسیاری از اقدامات خوب مخالفت کرد، بسیاری از مردان بد را ارتقا داد، هزینههای ایرلند را به شیوهای بیبندوبار و ولخرجانه افزایش داد طلسم و خشم خود را بر کشور خالی کرد.» [291]روزنامه
عصر دعا دوبلین ، شماره ۱۷۶۷. همان روزنامه اضافه میکند: «در خانه آقای مگان در خیابان های استریت بود که گواهی معتبر روحانیت کلیسای رزماری لین طلسم نویس نوشته و اخذ شد.» میتوان توضیح داد که وقتی مگی، استاد اخلاق، هیگینز را به عنوان کسی که قوانین خدا و انسان را به چالش کشیده است، محکوم کرد، در یک آگهی که ظاهراً از دعا سوی کشیشان کلیسای رزماری لین منتشر شده بود، گفته شد که آنها هیچ اطلاع رسمی یا دیگری از کلاهبرداری که ادعا میشد بیست و سه سال پیش توسط آقای فرانسیس هیگینز انجام شده است، ندارند و افزودند که
شوخیها خیلی زود جای خود را به بهترین دعانویس شهر هقهق دادند. روزی کناره خیابان نیوکامن شکست،[372] و مردان مرفه در بهترین دعانویس شهر این فروپاشی جان باختند. لرد نیوکامن پیش از این جادو و طلسمات به طلسم نویس شهر اشنویه کیلستر رفته بود، جایی که به دست خودش درگذشت. هیچ مدعی برای تاج او پیدا نشد و نسل جادو و طلسمات او منقرض شد. این بیست و هفتمین دوره جادو و طلسمات اشرافیت ایرلندی بود که از زمان اتحاد شکست خورده بود. گلادو زمانی که به انحلال پارلمان ایرلند رأی داد، نماینده مجلس لانگفورد بود. ریچارد لاول اجورث، یک خیانتکار [صفحه ۱۵۵]رأیدهنده، این رأی جادو و طلسمات را خیانت به کشور دانست و با خشم فریاد زد: با نامی که قرض گرفته شده است - عنوانی که خریداری شده است، سر ویلیام فکر کرد که کاش یک جنتلمن بود؛ هوش او جز حیلهگری نیست، شجاعتش
جز بخار و دودلی نیست، غرورش چیزی جز پول نیست - طلسم پولش چیزی جز کاغذ نیست! چیزی که در سال ۱۸۰۰ یک طعنه بیمعنی بود، در سال ۱۸۲۵ به یک واقعیت انکارناپذیر تبدیل شد - یادداشتهای نیوکامن کاغذ باطله بودند. شرکت بانکداری هیبرنیان کمی پس از آن، فعالیت خود را در داخل دیوارها آغاز کرد. پاورقیها: [284]من برخی از شواهد ضمنی که مرا به گناهکار بودن طلسم نویس شهر تکاب مگان متقاعد کرده بود، بدون تغییر باقی میگذارم و نامههای جرمی که متعاقباً یافت شد (ژانویه ۱۸۹۱) را در داخل پرانتز اضافه میکنم. [285]بنابراین، در «کراپیها دراز میکشند»، که با آهنگ آن، همانطور که دعا مور میگوید، «خون بیشتری نسبت به تصنیفهای غنایی ریخته شده است» - فیتزجرالد بیرحم برای حکومت کردن پا پیش گذاشت، اصول او در مکتب اورلئان شکل گرفت.
[286]خاطرات مایلز بایرن ، جادو و طلسمات iii. 247. (پاریس: بوسانژ، 1863.) [287]کشیش طلسم نویس جیمز ویلز مینویسد: «دکتر مدن به سلسلهای از شرایط اشاره میکند که به نظر میرسد اتهام علیه هیوز را محکمتر میکند.» - زندگی ایرلندیهای برجسته ، جلد ششم، صفحه ۵۱. سالها بعد، مدن در ویرایش جدید خود، سوءظنهایی را نسبت به جوئل هولبرت دعا مطرح میکند (صفحه اول، صفحه ۸۵؛ صفحه دوم، صفحه ۴۴۳). با این حال، در نهایت، دکتر مدن نوشت: «و اکنون، در پایان تحقیقاتم در مورد خیانت لرد ادوارد فیتزجرالد، باید طلسم نویس کمال شهر اعتراف کنم که آنها موفق نبودهاند. خائن هنوز هویت ناشناس خود را حفظ کرده است؛ خیانت او، دعا تا به امروز (ژانویه ۱۸۵۸)، همچنان با نامش گره خورده است و وقتی کشف شود، برای همیشه نفرتانگیز خواهد بود...
نه و پنجاه سال است که راز این شرور حیلهگر و دزدکی توسط کارفرمایانش پنهان شده است، بدون اینکه هیچ اهمیتی به شخصیت یا خاطرهاش داده طلسم شود. - رجوع کنید به « زندگی ایرلندیهای متحد» ، نوشته آر. آر. مدن، جلد دوم، ۴۴۶. [288]فرود، جلد سوم، ص ۳۴۲. [289]مکاتبات کورنوالیس ، جلد سوم، ص ۳۲۰. [290]نایبالسلطنه، که بهترین دعانویس شهر کالسکهاش به نامهای مگان و هیگینز جمعیتی را اجیر کرده بود تا پیروزمندانه در بهترین دعانویس شهر خیابانها حرکت کنند، لرد تمپل، که بعدها مارکی باکینگهام شد، دو بار فرماندار طلسم نویس شهر فردیس کل ایرلند بود و آقای گراتان دربارهاش مینویسد: «او با بسیاری از اقدامات خوب مخالفت کرد، بسیاری از مردان بد را ارتقا داد، هزینههای ایرلند را به شیوهای بیبندوبار و ولخرجانه افزایش داد طلسم و خشم خود را بر کشور خالی کرد.» [291]روزنامه
عصر دعا دوبلین ، شماره ۱۷۶۷. همان روزنامه اضافه میکند: «در خانه آقای مگان در خیابان های استریت بود که گواهی معتبر روحانیت کلیسای رزماری لین طلسم نویس نوشته و اخذ شد.» میتوان توضیح داد که وقتی مگی، استاد اخلاق، هیگینز را به عنوان کسی که قوانین خدا و انسان را به چالش کشیده است، محکوم کرد، در یک آگهی که ظاهراً از دعا سوی کشیشان کلیسای رزماری لین منتشر شده بود، گفته شد که آنها هیچ اطلاع رسمی یا دیگری از کلاهبرداری که ادعا میشد بیست و سه سال پیش توسط آقای فرانسیس هیگینز انجام شده است، ندارند و افزودند که