چهارشنبه ۲۹ بهمن ۰۴ | ۱۵:۰۶ ۸ بازديد
آفریقایی و سایر سنگها، طلاکاری و نقاشی فراوان. اما نتیجه به سختی رضایتبخش است: ستونها نازک هستند و تناسب مناسبی با این اثر ندارند و بیشتر تزئینی به نظر میرسند تا کاربردی، در حالی که چیدمان پیچیده ********ر و چوب به نظر میرسد که به ساختار طبیعی ساختمان آسیب میرساند. این گالری مدیون مدیر ماهر خود، سر اف. برتون، است که هنرمندی از مکتب آکادمیک، با ذوق و احساس بسیار طلسم نویس خوب و قدرت طراحی است. روزهایی که مردان در مدارس آموزش طلسم نویس شهر ماکو میدیدند و مطالعات مربوط به پیکرههای جادو و طلسمات انسانی طلسم (که مولردی ماهها روی یکی از آنها وقت میگذاشت) با بهترین دعانویس شهر عشق و علاقه انجام میشد، متأسفانه سپری شده است.
ما مدیون قضاوت تحسینبرانگیز سر اف. برتون هستیم که توسعه واقعی این مجموعه و تقریباً جهانی بودن آن را مدیونیم. اگر بخواهیم ایرادی بگیریم، این است که تقریباً آثار زیادی از مکتب ایتالیایی اولیه دوران پیشارافائلی وجود دارد و چیزی یکنواخت در قطعات محراب و قطعات مقدس بیشماری که با قابهای معماری غنی از طلاکاری دعا و حکاکی تزئین شدهاند، وجود دارد. از سوی دیگر، اذعان میشود که مکتب انگلیسی به طور ناقص نمایش داده شده است. در عین حال، به دلیل تغییر سلیقه و انتقاد، هیچ چیز نمیتواند دشوارتر طلسم نویس شهر شاهین دژ از تشکیل یک گالری واقعاً نماینده از آثار انگلیسی باشد.
این را میتوان با در نظر گرفتن مجموعه ورنون که زمانی مورد تحسین بود، دید، جایی که تمام «تخمهای آگوستوس» و «ردگریوها» در آن قرار دارند و به سختی شایسته جایگاهی در طلسم یک گالری عمومی به نظر میرسند. در نمایشگاههای آکادمی، میبینیم که از هر مکتبی تقلید شده است - فرانسوی، آلمانی، هلندی. با این حال، اعمال برخی اصول در انتخاب و تعریف آنچه که ممکن است یک شخصیت کاملاً انگلیسی در منظره، پرتره یا ژانر در نظر گرفته شود، دشوار نخواهد بود . یک مشکل جدی این است که با میراثهای طلسم نویس شهر نقده پذیرفتهشدهای که حدود نیم قرن در تصرف بودهاند، چه باید کرد.
این میراثها به موجب قانون و مصوبات پارلمان جایگاه خود را حفظ کردهاند و از آنجایی که در کنار آثار با ارزش واقعی قرار میگیرند، رد کردن آنها نوعی بیاحترامی محسوب میشود. به نظر میرسد رنگدانههای این دوران رنگپریده شدهاند: تصاویر صاف، خشک و در برخی موارد، به نظر میرسد کار آماتورها هستند. یک نمونه از این نوع اهدای «فیل سفید»، تصویر «نگهبان شب» رامبراند است که گفته میشود کپی بیارزشی است و هنوز جایگاه برجستهای دارد. بازدیدکنندگان توسط راهنماها و انواع کتابهای راهنما یاری میشوند؛ یک کتاب کامل و اصلاحشده، در دو جلد، اخیراً منتشر شده است. من همیشه فکر میکنم که طلسم نویس هنوز یک کتاب راهنمای نمونه، آنطور طلسم نویس شهر پیرانشهر که بهترین دعانویس شهر عموم مشتاق اما بیاطلاع آرزو دارند، ابداع نشده دعا است.
سیستم معمول از این الگو پیروی میکند: نام و شماره داده میشود، سپس نقاش و مدرسه، مثلاً «اومبریا»{۵۹}«مکتب» - با اندازه تصویر به اینچ، چند خط درباره نقاش، تولد و مرگ او، و اینکه به کدام «مکتب» راه طلسم یافته است؛ سپس توصیفی نسبتاً پیش پا افتاده از آنچه فیگورها انجام میدهند - که تماشاگر میتواند بدون کمک، خودش آن را کشف کند. دعا این نکات، مانند اندازه به اینچ، و توصیف، البته برای واگنها و دیگر افراد منتقد طلسم نویس ارزشمند است، اما دعا برای عموم بازدیدکنندگان بیاهمیت است . به جرأت میتوانم بگویم که سؤالاتی که هر طلسم کسی با دیدن یک تصویر «معروف» از خود میپرسد، اینها هستند: «چرا این اثر اینقدر مورد تحسین قرار طلسم نویس شهر هادیشهر میگیرد؟ مزایای خاص آن چیست؟» مسلماً این اثر خوب و زیباست؛ اما مانند
بسیاری از آثار دیگری که دیدهایم، عالی و دلنشین به نظر میرسد؛ اما بیان اینکه چرا از نظر شایستگی از بقیه برتر است، ما را متحیر میکند. از سوی دیگر، چقدر لذتبخش و رو به بهبود است، وقتی که از خوششانسی ما این است که یک منتقد واقعی و قاضی آموزشدیده در کنارمان باشد و در چند کلمه به شایستگیها، تضاد طلسم رنگها، طراحی آن بازو و دشواری غلبه بر گروهبندی فیگورها اشاره کند! باز هم، سبک چیست ؟ کورو، نقاش منظره فرانسوی، به حق مورد تحسین قرار گرفته است و تماشاگر با نگاه جادو و طلسمات به کاتالوگ او فریاد خواهد زد: « اوه! این یک کورو است.» او با شگفتی، نوعی مرداب یا مرداب با درختان تیره و تار و «خزدار» مانند را میبیند.
ما مدیون قضاوت تحسینبرانگیز سر اف. برتون هستیم که توسعه واقعی این مجموعه و تقریباً جهانی بودن آن را مدیونیم. اگر بخواهیم ایرادی بگیریم، این است که تقریباً آثار زیادی از مکتب ایتالیایی اولیه دوران پیشارافائلی وجود دارد و چیزی یکنواخت در قطعات محراب و قطعات مقدس بیشماری که با قابهای معماری غنی از طلاکاری دعا و حکاکی تزئین شدهاند، وجود دارد. از سوی دیگر، اذعان میشود که مکتب انگلیسی به طور ناقص نمایش داده شده است. در عین حال، به دلیل تغییر سلیقه و انتقاد، هیچ چیز نمیتواند دشوارتر طلسم نویس شهر شاهین دژ از تشکیل یک گالری واقعاً نماینده از آثار انگلیسی باشد.
این را میتوان با در نظر گرفتن مجموعه ورنون که زمانی مورد تحسین بود، دید، جایی که تمام «تخمهای آگوستوس» و «ردگریوها» در آن قرار دارند و به سختی شایسته جایگاهی در طلسم یک گالری عمومی به نظر میرسند. در نمایشگاههای آکادمی، میبینیم که از هر مکتبی تقلید شده است - فرانسوی، آلمانی، هلندی. با این حال، اعمال برخی اصول در انتخاب و تعریف آنچه که ممکن است یک شخصیت کاملاً انگلیسی در منظره، پرتره یا ژانر در نظر گرفته شود، دشوار نخواهد بود . یک مشکل جدی این است که با میراثهای طلسم نویس شهر نقده پذیرفتهشدهای که حدود نیم قرن در تصرف بودهاند، چه باید کرد.
این میراثها به موجب قانون و مصوبات پارلمان جایگاه خود را حفظ کردهاند و از آنجایی که در کنار آثار با ارزش واقعی قرار میگیرند، رد کردن آنها نوعی بیاحترامی محسوب میشود. به نظر میرسد رنگدانههای این دوران رنگپریده شدهاند: تصاویر صاف، خشک و در برخی موارد، به نظر میرسد کار آماتورها هستند. یک نمونه از این نوع اهدای «فیل سفید»، تصویر «نگهبان شب» رامبراند است که گفته میشود کپی بیارزشی است و هنوز جایگاه برجستهای دارد. بازدیدکنندگان توسط راهنماها و انواع کتابهای راهنما یاری میشوند؛ یک کتاب کامل و اصلاحشده، در دو جلد، اخیراً منتشر شده است. من همیشه فکر میکنم که طلسم نویس هنوز یک کتاب راهنمای نمونه، آنطور طلسم نویس شهر پیرانشهر که بهترین دعانویس شهر عموم مشتاق اما بیاطلاع آرزو دارند، ابداع نشده دعا است.
سیستم معمول از این الگو پیروی میکند: نام و شماره داده میشود، سپس نقاش و مدرسه، مثلاً «اومبریا»{۵۹}«مکتب» - با اندازه تصویر به اینچ، چند خط درباره نقاش، تولد و مرگ او، و اینکه به کدام «مکتب» راه طلسم یافته است؛ سپس توصیفی نسبتاً پیش پا افتاده از آنچه فیگورها انجام میدهند - که تماشاگر میتواند بدون کمک، خودش آن را کشف کند. دعا این نکات، مانند اندازه به اینچ، و توصیف، البته برای واگنها و دیگر افراد منتقد طلسم نویس ارزشمند است، اما دعا برای عموم بازدیدکنندگان بیاهمیت است . به جرأت میتوانم بگویم که سؤالاتی که هر طلسم کسی با دیدن یک تصویر «معروف» از خود میپرسد، اینها هستند: «چرا این اثر اینقدر مورد تحسین قرار طلسم نویس شهر هادیشهر میگیرد؟ مزایای خاص آن چیست؟» مسلماً این اثر خوب و زیباست؛ اما مانند
بسیاری از آثار دیگری که دیدهایم، عالی و دلنشین به نظر میرسد؛ اما بیان اینکه چرا از نظر شایستگی از بقیه برتر است، ما را متحیر میکند. از سوی دیگر، چقدر لذتبخش و رو به بهبود است، وقتی که از خوششانسی ما این است که یک منتقد واقعی و قاضی آموزشدیده در کنارمان باشد و در چند کلمه به شایستگیها، تضاد طلسم رنگها، طراحی آن بازو و دشواری غلبه بر گروهبندی فیگورها اشاره کند! باز هم، سبک چیست ؟ کورو، نقاش منظره فرانسوی، به حق مورد تحسین قرار گرفته است و تماشاگر با نگاه جادو و طلسمات به کاتالوگ او فریاد خواهد زد: « اوه! این یک کورو است.» او با شگفتی، نوعی مرداب یا مرداب با درختان تیره و تار و «خزدار» مانند را میبیند.