یکشنبه ۱۹ بهمن ۰۴ | ۱۷:۲۱ ۵ بازديد
این قسمت غربی، ام ال/سیافرادی که از هرگونه آذوقه محروم هستند، میتوانند آزادانه تردد کنند.» «بخش شرقی بریثهمپستون تنها بر فراز کلیوز (صخرهها) سر بر آورده است.» «اینجا گالیها پیاده شدند.» «کشتیها میتوانند تا مسافتی در داخل شهر و در آبهای عمیق آن سفر کنند.» «این کشتیهای بزرگ با هجوم به تپهها و باروهای طلسم نویس شهر ساری بالای شهر، از ساحل به سختی عبور میکنند و چنان شهر را تحت فشار قرار میدهند که مردم روستا جرات نمیکنند برای نجات آن ماجراجویی کنند.» در پی این حمله، لی میگوید: «شهر برایتلمستون ، که بدین ترتیب با هشدارهای مکرر و حملات نامنظم دشمن فعال مواجه شده بود، تصمیم به ایجاد استحکاماتی گرفت که میتوانست در آینده از آنها محافظت کند.
بر این اساس، در جلسهای که بارون درباری برای عمارت برایتلمستون-لوئز در ۲۷ سپتامبر ۱۵۵۸ برگزار کرد، اربابان عمارت، قطعه زمینی را روی صخره بین خیابان بلکلیون و خیابان شیپ، و حدود دویست و شانزده یارد به سمت غرب از انتهای پایینی خیابان شرقی، به طول سیزده فوت و عرض شانزده فوت، به ساکنان شهر اعطا کردند تا در آن انباری برای زرهپوش و مهمات بسازند که بعدها بلوکهاوس نامیده شد . با این حال، این قطعه زمین تنها بخشی از محل آن ساختمان بود؛ زیرا، در مراسمی که بارون درباری در طلسم نویس شهر بابل روز سوم ژانویه ۱۶۱۳ برای عمارت اتلینگورث برگزار کرد ، ادای احترامی صورت گرفت مبنی بر اینکه ضلع شمالی ساختمان مذکور در زمینهای متعلق به آن عمارت قرار دارد.
بلوکهاوس ، که دیوارهای آن حدود هشت متر بود این بنا دایرهای شکل، به ضخامت یک فوت و ارتفاع هجده فوت، قطری معادل ۵۰ فوت داشت. چندین طبقه قوسی شکل در دیوارهای ضخیم آن، مخازن باروت و سایر مهمات برای دفاع از شهر بودند. در جلوی آن، به سمت دریا، یک توپخانه کوچک به نام « باغ توپ » قرار داشت که چهار طلسم نویس قطعه مهمات آهنی بزرگ طلسم نویس روی آن نصب شده بود. در مجاورت ساختمان بلوک ، در شرق، ساختمان شهر قرار داشت و در زیر آن جادو و طلسمات سیاهچالی برای زندانی کردن تبهکاران طلسم نویس شهر بروجرد وجود داشت. از بالای این ساختمان، برجکی بالا میرفت که ساعت شهر روی آن نصب شده بود.
«در همان زمان، همراه با ساختمان بلوک ، چهار دروازه از سنگ آزاد (که سه تای آنها قوسی شکل بودند) ساخته شد که از صخره به آن قسمت از شهر که در زیر آن قرار داشت، منتهی میشدند؛ یعنی دروازه شرقی در انتهای پایینی خیابان شرقی ؛ دروازه ، که به اشتباه دروازه باربر نامیده میشد و از هر دروازه دیگری کوچکتر بود و در کنار دروازه شرقی قرار داشت ؛ دروازه طلسم نویس شهر کرمانشاه میانی ، روبروی انتهای خیابان میانی ، که معمولاً دروازه طلسم همه ملتها نامیده میشد ؛ و دروازه غربی ، که در انتهای خیابان غربی قرار داشت .
همزمان، از دروازه شرقی به سمت غرب، دیواری به ارتفاع حدود پانزده فوت و طول چهارصد فوت بهترین دعانویس شهر ساخته شده بود، جایی که صعود به صخره آسانترین جا بود: و از انتهای آن دیوار، جانپناهی به ارتفاع سه فوت در لبه صخره تا دروازه غربی دعا ادامه مییافت ، با سنگرهایی برای توپ. قلعهی بلوکهاوس دعا با هزینهی دریانوردان شهر ساخته شد؛ اما به نظر میرسد جادو و طلسمات که دروازهها و دیوارها تا حدی، اگر نه کاملاً، با هزینهی دولت ساخته شدهاند. «بخش مرتفع شهر، که بدین ترتیب عملاً از جنوب ایمن شده بود، در صورت هرگونه وضعیت اضطراری، میتوانست...» با حفر خندق در انتهای خیابانهایی که به شهر منتهی میشدند، بهترین دعانویس شهر یا مسدود طلسم نویس شهر قزوین کردن ورودی دشمن با کالسکههای چوبی و اثاثیه منزل، از سه طرف طلسم دیگر آن کاملاً ایمن
شده بود، در حالی که ساکنان از هر سو آنها را آزار میدادند. از سال ۱۵۴۵ تا ۱۵۸۶، برایتهلمستون در آرامش زندگی میکرد؛ اما هنگامی که شایعاتی جادو و طلسمات مبنی بر آماده شدن ناوگان اسپانیاییها برای پهلوگیری منتشر شد، مردم شهر وحشتزده شدند، زیرا ناوگانی متشکل از پنجاه کشتی از شهر دیده شدند که ظاهراً منتظر فرصت مناسبی برای پهلوگیری بودند. ساکنان وحشتزده، چراغهای دریایی را روشن کردند و با عجله برای کمک و محافظت به لرد باکهارست، فرمانده شهرستان، اعزام شدند. لرد او بلافاصله با هر تعداد مرد مسلح که میتوانست، به سرعت به آنجا رفت و آنها را در لبه صخره بین برایتهلمستون و روتینگدین مستقر کرد تا در صورت تلاش دشمن برای طلسم پهلوگیری در هر یک از این مکانها، بتواند با آنها مقابله کند.
بر این اساس، در جلسهای که بارون درباری برای عمارت برایتلمستون-لوئز در ۲۷ سپتامبر ۱۵۵۸ برگزار کرد، اربابان عمارت، قطعه زمینی را روی صخره بین خیابان بلکلیون و خیابان شیپ، و حدود دویست و شانزده یارد به سمت غرب از انتهای پایینی خیابان شرقی، به طول سیزده فوت و عرض شانزده فوت، به ساکنان شهر اعطا کردند تا در آن انباری برای زرهپوش و مهمات بسازند که بعدها بلوکهاوس نامیده شد . با این حال، این قطعه زمین تنها بخشی از محل آن ساختمان بود؛ زیرا، در مراسمی که بارون درباری در طلسم نویس شهر بابل روز سوم ژانویه ۱۶۱۳ برای عمارت اتلینگورث برگزار کرد ، ادای احترامی صورت گرفت مبنی بر اینکه ضلع شمالی ساختمان مذکور در زمینهای متعلق به آن عمارت قرار دارد.
بلوکهاوس ، که دیوارهای آن حدود هشت متر بود این بنا دایرهای شکل، به ضخامت یک فوت و ارتفاع هجده فوت، قطری معادل ۵۰ فوت داشت. چندین طبقه قوسی شکل در دیوارهای ضخیم آن، مخازن باروت و سایر مهمات برای دفاع از شهر بودند. در جلوی آن، به سمت دریا، یک توپخانه کوچک به نام « باغ توپ » قرار داشت که چهار طلسم نویس قطعه مهمات آهنی بزرگ طلسم نویس روی آن نصب شده بود. در مجاورت ساختمان بلوک ، در شرق، ساختمان شهر قرار داشت و در زیر آن جادو و طلسمات سیاهچالی برای زندانی کردن تبهکاران طلسم نویس شهر بروجرد وجود داشت. از بالای این ساختمان، برجکی بالا میرفت که ساعت شهر روی آن نصب شده بود.
«در همان زمان، همراه با ساختمان بلوک ، چهار دروازه از سنگ آزاد (که سه تای آنها قوسی شکل بودند) ساخته شد که از صخره به آن قسمت از شهر که در زیر آن قرار داشت، منتهی میشدند؛ یعنی دروازه شرقی در انتهای پایینی خیابان شرقی ؛ دروازه ، که به اشتباه دروازه باربر نامیده میشد و از هر دروازه دیگری کوچکتر بود و در کنار دروازه شرقی قرار داشت ؛ دروازه طلسم نویس شهر کرمانشاه میانی ، روبروی انتهای خیابان میانی ، که معمولاً دروازه طلسم همه ملتها نامیده میشد ؛ و دروازه غربی ، که در انتهای خیابان غربی قرار داشت .
همزمان، از دروازه شرقی به سمت غرب، دیواری به ارتفاع حدود پانزده فوت و طول چهارصد فوت بهترین دعانویس شهر ساخته شده بود، جایی که صعود به صخره آسانترین جا بود: و از انتهای آن دیوار، جانپناهی به ارتفاع سه فوت در لبه صخره تا دروازه غربی دعا ادامه مییافت ، با سنگرهایی برای توپ. قلعهی بلوکهاوس دعا با هزینهی دریانوردان شهر ساخته شد؛ اما به نظر میرسد جادو و طلسمات که دروازهها و دیوارها تا حدی، اگر نه کاملاً، با هزینهی دولت ساخته شدهاند. «بخش مرتفع شهر، که بدین ترتیب عملاً از جنوب ایمن شده بود، در صورت هرگونه وضعیت اضطراری، میتوانست...» با حفر خندق در انتهای خیابانهایی که به شهر منتهی میشدند، بهترین دعانویس شهر یا مسدود طلسم نویس شهر قزوین کردن ورودی دشمن با کالسکههای چوبی و اثاثیه منزل، از سه طرف طلسم دیگر آن کاملاً ایمن
شده بود، در حالی که ساکنان از هر سو آنها را آزار میدادند. از سال ۱۵۴۵ تا ۱۵۸۶، برایتهلمستون در آرامش زندگی میکرد؛ اما هنگامی که شایعاتی جادو و طلسمات مبنی بر آماده شدن ناوگان اسپانیاییها برای پهلوگیری منتشر شد، مردم شهر وحشتزده شدند، زیرا ناوگانی متشکل از پنجاه کشتی از شهر دیده شدند که ظاهراً منتظر فرصت مناسبی برای پهلوگیری بودند. ساکنان وحشتزده، چراغهای دریایی را روشن کردند و با عجله برای کمک و محافظت به لرد باکهارست، فرمانده شهرستان، اعزام شدند. لرد او بلافاصله با هر تعداد مرد مسلح که میتوانست، به سرعت به آنجا رفت و آنها را در لبه صخره بین برایتهلمستون و روتینگدین مستقر کرد تا در صورت تلاش دشمن برای طلسم پهلوگیری در هر یک از این مکانها، بتواند با آنها مقابله کند.