سه شنبه ۲۸ بهمن ۰۴ | ۱۹:۱۴ ۰ بازديد
یا آنگلیکان، میگذرانند؟ عکس این موضوع توسط هیئت توحیدی در این کشور، که طرح فرهنگ الهیاتی آن (اگر نویسنده حاضر بتواند آن را تخمین بزند) گستردهتر و عمیقتر از آن چیزی است که برای واجد شرایط کردن دارنده آن برای مقام اسقفی کانتربری لازم است، با خردمندی بیشتری حفظ شده است. معلم دین که قرار است چیزی بیش از مفسر یک تعلیمات دینی آماده باشد - کسی که قرار است گله خود را نه تنها جادو و طلسمات به یک چراگاه خاص هدایت کند و آنها را منحصراً در یک برکه خاص سیراب کند، بلکه به هر مزرعهای از گیاهان شیرین و سالم و در کنار هر جویباری از آبهای زنده ببرد طلسم - کسی که وظیفهاش چیدن طلسم نویس شهر سوسنگرد خارهای بیرحم و پاک کردن تودههای سنگ شک و تردید و مشکلاتی است که
توسط دستان دعا بیدقت در مسیر ایمان و زندگی رشد میکنند و پرتاب میشوند - چنین معلمی باید از هر کمکی که یادگیری میتواند ارائه دهد، بهرهمند شود. بالاتر از همه، من معتقدم زنی که جرأت میکند دعا این وظیفهی والا و دشوار را بر عهده بگیرد، بهویژه به چنین تجهیزاتی نیاز دارد، زیرا برای مدت طولانی، باید انتظار داشته باشد که بیش از دیگران مورد پرسش و انتقاد قرار گیرد؛ و همین اشتیاق ذهن خودش ممکن است (مگر اینکه با دانش و آگاهی محکم همراه باشد) او را سریعتر و دورتر از مسیر اصلی طلسم نویس شهر امیدیه منحرف طلسم کند. هر کسی باید[صفحه ۱۹۵] متوجه شدم که چگونه افرادی سرشار از اصالت و هوش سرشار وجود دارند که دائماً طلسم نویس تصور میکنند مشاهدات و نظریههای جدیدی ارائه میدهند، در حالی که همسایه
کناری جادو و طلسمات آنها، که هرگز ایدهای کاملاً متعلق به خود نداشته است، میتواند به راحتی به آنها بگوید که کدام حکیم باستانی اولین بار مشاهدات خود را ارائه داده است، و چه زمانی و توسط چه کسی در قرون وسطی نظریه آنها مطرح شده است، و چگونه چندین قرن پیش توسط همه متفکران رد و کنار گذاشته شده است. انسان صرفاً اصیل، خود را به دلیل کمبود یادگیری مسخره میکند، و در واقع، همیشه از نو در پایین نردبان اندیشه بشری شروع میکند. محقق صرف چیزی بهتر از یک فرهنگ لغت محاورهای نیست، و طلسم نویس شهر رامهرمز هرگز هیچ تأثیری جز یک فشار مفید بر ایدههای دوستانش هنگام سقوط از سراشیبی اعمال نمیکند.
معلم حقیقی باید ناگزیر موهبت اصالت طلسم نویس و کسب چنان گنجینهای از دانش را با هم ترکیب بهترین دعانویس شهر کند که او را قادر دعا سازد آموزهها و فرضیهها را تا سرچشمههایشان ردیابی کند - بداند که جادو و طلسمات متفکران بزرگ جهان که با آنها سروکار داشتهاند، چه چیزهایی را له و علیه آنها گفتهاند - و در یک کلام، دقیقاً بداند بهترین دعانویس شهر که تا چه حد بدعتگذار هست یا نیست، و (مانند رایجترین موارد) در حالی که خود را کاملاً ارتدوکس میداند، یک بدعتگذار فجیع نباشد، و وقتی آنچه طلسم نویس شهر بهبهان را که با علاقه تصور میکند یک بدعت است، بیان میکند، کاملاً ارتدوکس و حتی پیش پا افتاده نباشد.[صفحه ۱۹۶]بدعتی جسورانه و تکاندهنده.
همه این موارد (به دلایلی بسیار واضح که نیازی به انکار ندارد) عمدتاً در مورد معلمان جنسِ عجولتر صدق میکند. بر این اساس، باید بپذیریم که استدلال علیه کشیشان زنِ دین، که بر اساس وضعیت تحصیلی پایینتر طلسم نویس شهر جاجرم زنان در حال حاضر بنا شده است، تا آنجا دعا که بهترین دعانویس شهر به آن مربوط میشود، کاملاً معتبر است. در نهایت، استدلالی جادو و طلسمات وجود دارد که تصور میکنم به طور نیمهآگاهانه بسیاری از افراد جدی را علیه پذیرش زنان در چنین منصبی تحت تأثیر قرار میدهد. زنان (به لطف انواع طلسم نویس علل، تاریخی، سیاسی، شخصی، که نیازی به نگرانی ما نیست) در طلسم نویس واقع توسط مردان بسیار بهترین دعانویس شهر بیاعتبار میشوند .
آیا بیاعتباری آنها در خود دین منعکس نمیشود، اگر آنها به عنوان خادمان مجاز آن تبدیل شوند؟ مکتب کلیسای گسترده با تلاش فراوان سعی کرده است مهر زنصفتی را از فرقه خود پاک کند، "مسیحیت عضلانی" را پرورش دهد و به افراد عادی فرقه نویسنده شمشیر و ردا یادآوری کند که یک کشیش لزوماً یک پیرزن نیست. اگر بسیاری از زنان، پیر یا جوان، وارد این وزارتخانه شوند، آیا این تلاش برای رستگاری شخصیت فرقه دعا کاملاً از بین نمیرود و این تصور کاملاً غیرقابل انکار میشود که مردانگی و خداترسی دو گوی هستند که همیشه در تضاد دیده میشوند و هرگز در کنار هم نیستند؟ اعتراف میکنم بهترین دعانویس شهر که باید چنین ترسی را احساس کنم که این شکل بگیرد[صفحه ۱۹۷]اگر استدلال کاملاً موجهی بود، بسیار قانعکننده بود.
توسط دستان دعا بیدقت در مسیر ایمان و زندگی رشد میکنند و پرتاب میشوند - چنین معلمی باید از هر کمکی که یادگیری میتواند ارائه دهد، بهرهمند شود. بالاتر از همه، من معتقدم زنی که جرأت میکند دعا این وظیفهی والا و دشوار را بر عهده بگیرد، بهویژه به چنین تجهیزاتی نیاز دارد، زیرا برای مدت طولانی، باید انتظار داشته باشد که بیش از دیگران مورد پرسش و انتقاد قرار گیرد؛ و همین اشتیاق ذهن خودش ممکن است (مگر اینکه با دانش و آگاهی محکم همراه باشد) او را سریعتر و دورتر از مسیر اصلی طلسم نویس شهر امیدیه منحرف طلسم کند. هر کسی باید[صفحه ۱۹۵] متوجه شدم که چگونه افرادی سرشار از اصالت و هوش سرشار وجود دارند که دائماً طلسم نویس تصور میکنند مشاهدات و نظریههای جدیدی ارائه میدهند، در حالی که همسایه
کناری جادو و طلسمات آنها، که هرگز ایدهای کاملاً متعلق به خود نداشته است، میتواند به راحتی به آنها بگوید که کدام حکیم باستانی اولین بار مشاهدات خود را ارائه داده است، و چه زمانی و توسط چه کسی در قرون وسطی نظریه آنها مطرح شده است، و چگونه چندین قرن پیش توسط همه متفکران رد و کنار گذاشته شده است. انسان صرفاً اصیل، خود را به دلیل کمبود یادگیری مسخره میکند، و در واقع، همیشه از نو در پایین نردبان اندیشه بشری شروع میکند. محقق صرف چیزی بهتر از یک فرهنگ لغت محاورهای نیست، و طلسم نویس شهر رامهرمز هرگز هیچ تأثیری جز یک فشار مفید بر ایدههای دوستانش هنگام سقوط از سراشیبی اعمال نمیکند.
معلم حقیقی باید ناگزیر موهبت اصالت طلسم نویس و کسب چنان گنجینهای از دانش را با هم ترکیب بهترین دعانویس شهر کند که او را قادر دعا سازد آموزهها و فرضیهها را تا سرچشمههایشان ردیابی کند - بداند که جادو و طلسمات متفکران بزرگ جهان که با آنها سروکار داشتهاند، چه چیزهایی را له و علیه آنها گفتهاند - و در یک کلام، دقیقاً بداند بهترین دعانویس شهر که تا چه حد بدعتگذار هست یا نیست، و (مانند رایجترین موارد) در حالی که خود را کاملاً ارتدوکس میداند، یک بدعتگذار فجیع نباشد، و وقتی آنچه طلسم نویس شهر بهبهان را که با علاقه تصور میکند یک بدعت است، بیان میکند، کاملاً ارتدوکس و حتی پیش پا افتاده نباشد.[صفحه ۱۹۶]بدعتی جسورانه و تکاندهنده.
همه این موارد (به دلایلی بسیار واضح که نیازی به انکار ندارد) عمدتاً در مورد معلمان جنسِ عجولتر صدق میکند. بر این اساس، باید بپذیریم که استدلال علیه کشیشان زنِ دین، که بر اساس وضعیت تحصیلی پایینتر طلسم نویس شهر جاجرم زنان در حال حاضر بنا شده است، تا آنجا دعا که بهترین دعانویس شهر به آن مربوط میشود، کاملاً معتبر است. در نهایت، استدلالی جادو و طلسمات وجود دارد که تصور میکنم به طور نیمهآگاهانه بسیاری از افراد جدی را علیه پذیرش زنان در چنین منصبی تحت تأثیر قرار میدهد. زنان (به لطف انواع طلسم نویس علل، تاریخی، سیاسی، شخصی، که نیازی به نگرانی ما نیست) در طلسم نویس واقع توسط مردان بسیار بهترین دعانویس شهر بیاعتبار میشوند .
آیا بیاعتباری آنها در خود دین منعکس نمیشود، اگر آنها به عنوان خادمان مجاز آن تبدیل شوند؟ مکتب کلیسای گسترده با تلاش فراوان سعی کرده است مهر زنصفتی را از فرقه خود پاک کند، "مسیحیت عضلانی" را پرورش دهد و به افراد عادی فرقه نویسنده شمشیر و ردا یادآوری کند که یک کشیش لزوماً یک پیرزن نیست. اگر بسیاری از زنان، پیر یا جوان، وارد این وزارتخانه شوند، آیا این تلاش برای رستگاری شخصیت فرقه دعا کاملاً از بین نمیرود و این تصور کاملاً غیرقابل انکار میشود که مردانگی و خداترسی دو گوی هستند که همیشه در تضاد دیده میشوند و هرگز در کنار هم نیستند؟ اعتراف میکنم بهترین دعانویس شهر که باید چنین ترسی را احساس کنم که این شکل بگیرد[صفحه ۱۹۷]اگر استدلال کاملاً موجهی بود، بسیار قانعکننده بود.