دوشنبه ۱۶ شهریور ۰۵

آموزش گام‌به‌گام دعانویس بندر ترکمن با نگاهی کاربردی

پایان رسید؛ اما وقتی در قله‌ی جزیره، از منظره‌ای که پیش رویم قرار گرفت، بسیار ناامید علوم غریبه شدم.»{۳۵۰}به سمت شرق. نقاط پست، که قبلاً ذکر شد، و فراتر از آنها، از خلیج ایستر، نمی‌توانستیم هیچ خشکی را تشخیص دهیم، و انتظار داشتیم مسیرمان دعا را به سمت جنوب شرقی اعمال صالح به خوبی طی کنیم، به نظر می‌رسید که توسط یک سرزمین پست و مسطح به هم متصل قدیس شده‌اند. در واقع شیاطین یک پهنه وسیع آب در سمت شرق مشاهده می‌شد، اما من فقط می‌توانستم از ظاهر آن نتیجه بگیرم روح که خلیجی وسیع است. «توجه من نسخ خطی سپس به

سمت جنوب دعانویس جلب شد، که در آن جهت، در شرق شبه جزیره وولی، دهانه‌ای وسیع و عمیق نمایان شد و من تصمیم گرفتم آن موکل جن را فردا بررسی کنم؛ زیرا دعا اکنون تنها مسیری بود که احتمالاً ما را به گذرگاه فیتز روی می‌رساند، جایی که هر روز رسیدن به آن ضروری‌تر می‌شد، زیرا آذوقه ما رو به اتمام بود. در بازگشت به کشتی، از آقای کرکه شنیدم که او بخش بیشتری طلسم از تنگه ورسلی را بررسی کرده است، تعویذ که ساحل شرقی آن خطی از ساحل را تشکیل می‌داد که تقریباً به ساحل خلیج روبروی ما متصل

بود و نام خلیج دین ناامیدی به آن داده شده طلسم نویس لنده بود. «قرار شد که او از جادوگر آخرین نقطه‌اش حرکت کند و با دقت ساحل خلیج ناامیدی را شیاطین تا دماغه شرقی دهانه جنوبی، که قصد داشتم از آنجا پایین بروم، دنبال کند. با در نظر گرفتن این اهداف، صبح روز بعد قایق طلسم نویس بندر ترکمن بادبانی را ترک کردیم. باد ملایمی مرا به ورودی رساند، جایی که برای گرفتن جهت در سمت غرب فرود آمدم و تا ظهر به دماغه «هوپ» رسیدم. در آنجا به قله تپه‌ها صعود کردم، اما آنها را چنان پوشیده از درخت یافتم شیاطین که منظره

مورد انتظارم از زمین تقریباً قطع شد و در نتیجه زوایای گرفته شده بسیار محدود بودند.» «در این دماغه، مسیر کانال کمی به سمت شرق متمایل است؛ و جهت آن پس از آن احضار به سمت جنوب-جنوب شرقی است، و تا هشت یا ده مایل باز و واضح است، زمانی که زمین‌های پست از سمت طلسم غرب امتداد یافته و منظره را قطع می‌کنند. در مسیر به سمت جنوب، مرتباً برای مذهب حاجت گرفتن ادامه زاویه‌ها فرود می‌آمدم و در پایان روز، در خلیج رارا آویس، در حالی که هنوز در مورد ماهیت دهانه شک داشتم، به بالا کشیده شدم.» صبح

روز بعد، با عبور از پوینت اینتروین، به منطقه‌ای وسیع رسیدیم؛ و پس از فرود، برای بررسی موقعیت، روی{۳۵۱}در سمت شرقی، نزدیک کیپ توماس، به راهم طلسم نویس سقز ادامه دادم، به طلسم نویس دیواندره این دعا امید که پس از نقطه بعدی، چشم‌انداز دعانویس بهتری طلسمات طلسم به دست آید: با این حال، به محض رسیدن به آنجا، انتظاراتم فوراً با ساحلی جسورانه و رو شماره ملا به بالا که بی‌وقفه تا جزایر الیور ادامه جفر داشت، نقش بر آب شد، جایی که کمی بعد از آن گذشتیم. «عرض کانال بین جزایر الیور و ساحل شمالی بیش کلیسا از یک مایل نیست، اما پس

از آن افزایش می‌یابد و ابتدا به شدت ذکر به سمت غرب و سپس به سمت جنوب غربی می‌پیچد.» در بخش غربی، جزایر کوچک زیادی وجود دارد جادو سیاه و رشته‌کوه‌های مرتفع دو طرف مقدس که از یکدیگر جدا دعانویس شده‌اند، هنوز به من امیدهایی برای یافتن گذرگاهی بین آنها می‌دادند. بعدازظهر که پیش می‌رفتم، خلیجی در جنوب شرقی، حدود دو مایل به سمت غرب دماغه آپ-آن-داون، ظاهر شد که بررسی شد، اگرچه با ردیابی متون کهن آن هیچ امیدی به موفقیت وجود نداشت و در رمال آن دو گذرگاه کوچک منتهی به جنوب شرقی پیدا دعاگر شد که پیشینه تاریخی فقط برای

قایق‌ها مناسب بودند. ما از ابطال کردن جادو بزرگترین خلیج پایین رفتیم و یک مایل در ورودی آن خلیج قرار داشت. در پایین این خلیج، زمین پست بود و من سعی کردم روی کمی فرشته ارتفاع قرار بگیرم تا بتوانم منظره‌ای از جنوب شرقی داشته باشم، اما همیشه یک جنگل غیرقابل نفوذ مانع می‌شد. با این حال، زمین‌های مرتفع دوردست را در آن جهت مشاهده کردم و توانستم یک پهنه آب را در حدود شش مایلی خود ببینم: اما اینکه آیا ... مرداب، یا بخشی از آب‌های اسکای‌رینگ، مشکوک بود. من نمی‌توانستم از این چشم‌انداز، مانند ماگالهانس، وقتی که برای اولین طلسم

بار مشرکان اقیانوس آرام را دید، خوشحال شوم، زیرا کم‌کم به این فکر افتادم که وضعیت من شبیه سار استرن است. «در امتداد فرشتگان ساحل جنوبی پیش رفتیم و تا اواخر شب به انتهای غربی این منطقه رسیدیم و چون هیچ پناهگاهی برای قایق
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در رویا بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.