چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۰:۱۷
تشکیل میدهد. این بندر چهار ورودی دارد که ورودی اصلی احضار آن در شمال جزیره جردان است و لنگرگاه قابل قبولی را در مرکز، در نوزده و بیست فاتوم، ماسهای طلسمات فراهم میکند. [117] نزدیکتر به سواحل جزیره، عمق فرشتگان متوسطتر است، اما کف آن بسیار دعانویس سنگی است. قله جزیره زین، که برای جهتیابی از آن بالا رفتم، از شیاطین بلوکهای بزرگی از سنگ گریناستون تشکیل شده است که قطبنما (آزیموت کاتر، بدون پایه) روی یکی از آنها قرار فرشته گرفته بود؛ اما مشخص شد که سوزن آنقدر تحت تأثیر ماهیت آهندار سنگ، متشکل ابجد از جادو سیاه کوارتز وفلدسپات، که با کریستالهای بزرگ هورنبلند به طور ضخیمی دعا پوشیده شده است، قرار گرفته است که قطبهای سوزن دعا دقیقاً معکوس شدهاند. سپس آزمایشی با گرفتن جهتگیریهای یک جسم بسیار دور، در چندین ایستگاه اطراف، حدود پنجاه یارد جادوگر از سنگ مغناطیسی پیشینه تاریخی انجام شد، که فرشتگان اختلاف شیاطین شدید مشرکان نتایج به 127 درجه رسید. بلوکی که قطبنما در وهله اول روی آن قرار داشت، اکنون به طور قابل توجهی در موزه انجمن زمینشناسی قرار دارد. [118] جزیره زین، مانند سایر جزایر نزدیک آن، پوشیده از بوتههای کوتاه و کوتاه راش، زرشک و آربوتوس است و زمین آن
با گونهای از چمیتیس و دعانویس سایر گیاهان کوهستانی پوشیده شده است. در حالی که من و آقای کندال از قایق غایب بودیم، خدمه چندین ماهی کلپ صید کردند که غذایی بسیار لطیف و سالم هستند. روز بعد، هنگام رفتن با آقای کندال به جزیره ولاستون، از کنار تعداد زیادی نهنگ عبور کردیم که در آب میپریدند و میغلتیدند. ابطال کردن جادو ضربهای از یکی{200}تعداد زیادی از آنها میتوانست قایق ما را نابود کند، دعانویس و من خوشحال بودم که بدون رسیدن به آنها از تنگه عبور کردم. ما از سمت غرب جزیره جردان برگشتیم، جایی که خلیجهایی وجود دارد که میتوانند
پناهگاهی برای یک کشتی کوچک باشند. تنگهای که جزیره ولاستون را از خلیج سنت فرانسیس جدا میکند، من آن را به نام سر جان فرانکلین شماره ملا نامگذاری کردم، و بندری که در شرق نقطهای که در آن پیاده شدیم، به نام ستوان کندال، که یکی از همزاد همراهان سر جان فرانکلین در آخرین طلسم سفرش به سواحل شمال غربی آمریکا بود، قرار دارد. در نقطه غربی بندر کندال، من یک خاصیت مغناطیسی در سنگ مشاهده کردم که همان ویژگی جزیره سدل را دارد. ودل نیز همین را در خلیج سنت متون کهن مارتین مشاهده کرد؛ اما من قطبنما را در قسمتهای
مختلف آن خلیج قرار دادم، بدون اینکه هیچ تفاوتی با جهت صحیح مشاهده کنم. شاید این به دلیل پوشیده بودن زیاد سنگ با خاک بود؛ زیرا با طلسم توجه به ویژگی مشابه با مکانهای ذکر شده در بالا، باید دعا اثر مشابهی داشته باشد. روز بعد، بادهای جنوب غربی و هوای غلیظ از راه رسیدند و ما را تقریباً به کشتی موکل جن محدود کردند. با استفاده از یک فاصله کوتاه از هوای معتدلتر، از بلندترین طلسم نویس مریوان قله در ضلع جنوبی رمل خلیج، بلافاصله عبادت کردن بالای لنگرگاه، بالا رفتم و دو فشارسنج، یکی از سازههای انگلفیلد و دیگری یک فشارسنج سیفوندار،
طبق نقشه آقای گی لوساک، که توسط کافران بانتن از پاریس ساخته شده بود، برداشتم. آقای هریسون مرا همراهی کرد و مسئولیت یک فشارسنج را بر عهده گرفت، در حالی که من فشارسنج دیگر را حمل میکردم. سکاندار اجنه غیر مسلمان من مقدس یک طلسم نویس جوزم تئودولیت حمل میکرد. هنگام فرود، فشارسنجها طلسم نویس کوهبنان جفر در لبه توسل آب نصب و قرائت شدند طلسم نویس بانه و در همان لحظه فشارسنج روی عرشه قرائت شد. سپس بالا رفتیم، اما شیب تند آب موانع بسیار بزرگی ایجاد میکرد. و اگر به خاطر یک مسیر آبی نبود که در اعمال صالح قسمت اول از بستر آن بالا رفتیم، صعود
با ابزارهای ظریف تقریباً غیرممکن میشد. کمی بالا طلسم رفته بودیم که تئودولیت نگون بخت از ناخدایم گریخت، به قدیس پایین دره غلتید و بسیار آسیب دید. این وسیله یک وسیلهی مغناطیسی عالی بود و برای این منظور به طرز جبرانناپذیری آسیب دید؛ اما به عنوان یک تئودولیت، هنوز مفید بود. یک سوم ارواح اول مسیر صعود، از{201}با کلیسا وجود سهولت نسبی که مسیر آب ارائه میداد، تنها سنگهای لق مانع حرکت بودند که اغلب به زمین میخوردند و در دره میغلتیدند و این امر خطر بزرگی را برای کسانی که از پی ما میآمدند، به همراه شیاطین داشت. کنارههای
طلسم نویس دره از آب اشباع شده بود و یا علوم غریبه با خزه اسفنجی پوشیده شده بود، یا با گیاهانی که هیچ کمکی نمیکردند، [119] پوشیده شده بود؛ بنابراین اگر بوتههای پراکنده آربوتوس یا ورونیکا و دستههای نی که در قسمتهای شیبدار رشد کرده بودند،
- ۸ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر